تبلیغات
آفتاب ولایت ☫پایگاه مقاومت بسیج شهید صیاد شیرازی ساری ☫ لبیک یا امام خامنه ای

        
 
قالب وبلاگ السلام علیک یا بقیة الله یا حجة الله ........ ;كانال تلگرام آفتاب ولایت @aftabvelayat
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
چشم انتظار ظهور
برای سلامتی و ظهور قائم آل محمّد(عج)صلوات بفرستید.((اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّلْ فَرَجَهُمْ ))








نویسندگان
همسنگران
همسنگران
حضرت مهدی نرم می جنگیم عصر ظهور بصیرتی ها معبر سایبری میثاق معبر سایبری فندرسک ولایت فقیه یا مهدی العجل سیدتی یا رقیه در انتظار یار حجاب و عفاف راه شهدا العجل العجل یا مولی یاصاحب الزمان نام زهرا به تو بانو چقدر هیئت وارثین الحسین ع مشهدالرضا وصیت نامه شهدا حسینی ها پایگاه فرهنگی امام خامنه ای جابربن حیان رزمندگان مهدی عج عماریون عشاق الحسن جنگ نرم و دشمن شناسی 
پایگاه مقاومت بسیج شهید شاهسونی در انتظار او جدیدترین مطالب دینی و مذهبی طرح با تو حرف میزند بسیجیان عاشورایی معبر سایبری فکه  تیم سایبری پلارک گوهر بقیع ولی امر زینت یار محل لوگوی شما 12



الآن فرمانده به من گفت: «خودت را حاضر کن تا برویم مأموریت.» دنباله ی نامه را وقتی برگشتم، براتان می نویسم...


مادر عزیزم!

سلام عرض می کنم. پس از عرض سلام، سلامتی شما را از خداوند خواستارم. اگر از حال این جانب خواسته باشی، ملالی نیست.

مادر و پدر عزیزم! الآن که این نامه را می نویسم، درون سنگر هستم و رگبار خمپاره به روی ما می بارد؛ ولی ما نگران نیستیم، زیرا از هر هزار خمپاره، یکی هم به هدف نمی خورد.

مادر !

من برای شکار تانک، یک اسلحه ی آر.پی.چی هفت دارم و به امید خدا، وقتی برگشتم، عکسِ چند تانکی را که شکار کردم، برایت می آورم. دیشب، من و یکی از دوستان خوبم به یک مأموریت رفتیم. در این ماموریت من، حُکم بلدِ راه را داشتم؛ چون روز قبل، سرهنگ، منطـقه را به من نشان داده بود. وظیفه ی ما شناسایی دشمن بود تا نزدیکی آنها رفتیم و شناسایی کردیم. موقع برگشت، راه را گم کردیم و یکراست به طرف سنگر عراقی ها رفتیم. خلاصه خدا رحم کرد؛ چون ما آنقدر به آنهـا نزدیک شدیم که حرف شـان را به وضوح می شنیدیم.

راستی قرار است فردا، زیر دشمن، آب بیندازیم.

مادر و پدر عزیزم!

الآن فرمانده به من گفت: «خودت را حاضر کن تا برویم مأموریت.» دنباله ی نامه را وقتی برگشتم، براتان می نویسم...

مادر و پدر عزیزم!

دوباره سلام. الآن از مأموریت برگشتم. نمی دانید وقتی زیر عراقی ها آب انداختیم، آنها چطوری فرار می کردند. ما هم دنبال شان رفتیم و زدیم به آب و تا زیر گلو در آب بودیم. پنج کیلومتر در آب رفتیم و مقدار زیادی غنیمت آوردیم. خلاصه روی هم، ده کیلومتر توی آب حرکت کردیم و امیدوارم وقتی برگشتم، خبر پیروزی را برای تان بیاورم.


مادر و پدر عزیزم!

 ممکن است این نامه را به دست یکی از برادران ارتشی بدهم تا براتان بیاورد. در ضمن «امیر، حمید، حامد و محمد» را از راه دور می بوسم. به امیر بگویید که خیلی سوسول است.

 مادر عزیزم! در این جا مسائلی پیش آمده که واقعیتِ تو و آقاجون را شناختم و شما را ستایش می کنم؛ و اگر برگشتم، کاری می کنم که یک فرزند مطیع برای شما باشم و البته تا حدود زیادی، خود را ساخته باشم. به همه سلام برسانید. دیگر عرضی ندارم جز ملال دوری شما.

مخلص همه ی شما

علیرضا اسدی

برگرفته از وبسایت لشکر 25 کربلا



طبقه بندی: بسیج، خواندنی، شهدا، شهدای مازندران، خاطرات جبهه،
برچسب ها: شهدا، نامه شهدا، شهید علیرضا اسدی، آفتاب ولایت،
[ شنبه 6 اردیبهشت 1393 ] [ 19:27 ] [ صیاد دل ها ]
پاسدار شهید قاسمعلی صادقی

سلام بر پاسداران حقیقی و راستین


به راستی پاسدار حقیقی، هرگز صراط مستقیم خویش را فراموش نمی کند و در هیاهوی زندگی هیچگاه مسیر رو به کمال را گم نخواهد کرد زیرا او به خوبی می داند که پاسداری به ایمان و عمل، ولایت، اطاعت، تعهّد و تقواست؛ پس هرگز وظیفه پاسداری خویش را فراموش نمی کند.

سلام بر پیشوای پاسداران، الهام بخش عزّت و افتخار، حضرت حسین ابن علی (ع) که با فدا کردن جان، عشق و ایثار را معنا کرد و سلام بر فرزندان حضرت روح الله، حماسه سازان عاشورایی هشت سال دفاع مقدس و سلام بر پاسداران شهید که با همت بلند خود ایران زمین را از چنگال دشمنان حفظ نموده و در این راه جان خود را فدا کردند.

دوم اردیبهشت هر سال یادآور تدبیرحکیمانه امام خمینی (ره) در تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که ایستادگی در برابر ابرقدرت های شرق و غرب را سرلوحه کار خود قرار داد تا عزت و افتخار حسینی را بیش از پیش نصیب ملت غیور ایران کند.





طبقه بندی: بسیج، مناسبت ها، شهدای مازندران،
برچسب ها: سالروز تاسیس سپاه پاسداران، سپاه، شهید قاسمعلی صادقی، دوم اردیبهشت، امام خمینی ره، آفتاب ولایت،
[ سه شنبه 2 اردیبهشت 1393 ] [ 09:11 ] [ صیاد دل ها ]

شعر به زبان مازندرانی ( حتما بخونید)

گننه ته ره اروند او بورده

مه دله غم دپیته غم دپیته***إفرادار بیمه و بهیمه پیته

إفرادار بیمه و بشکسه چله***غرصه سیو چادربزومه دل دله

غرصه غرصه غرصه خروار به خروار***غرصه إنه إنه قطاربه قطار

بورم صحرا بورم جنگل بورم دشت***پسره بورده راه ره بزنم گشت

آهای مه زیره مرد،چی کارهاکردی***مه ره سر بیشتی تینار هاکردی

چند ساله بوردی و دیگر نموئی***پاره بیه منه جیگر نموئی

چند ساله راه دارمه که ته  دگردی***دست به دعا دارمه که ته دگردی

مره بکوشته ته چشم انتظاری***رفاقت این تیه بوری تیناری

در که صداکنه ، گمه بیموئی***ته مار دعا کنه ، گمه بیموئی

ته ماره برمه واره کور هاکرده***ونه دله ته داغ ناسور هاکرده

مه دست و مه دل و صدا بمرده***برمه نکمه،مه دل باد بکرده

شنه زیره ریکای دوربگردم***نومزه گیره ریکای دور بگردم

ته تازه نوج بزه ریشه بلاره***ته رج دره مه سرپیشه بلاره

شه می ره چم دایی ته دور بگردم***غرصه ره رم دایی ته دوربگردم

أشون ته عکسه می ره چم هادامه***ته عکسه شیشه ره شبنم هادامه

دل ره خربزه واری قاچ هادامه***تا قد داشتمه عکسه ماچ هادامه

امسال نه نی کره کوفا هاکنی***بینجه هپاچی و سما هاکنی

إمسال نه نی تره داماد هاکنم***دوست و رفیقونه دلشاد هاکنم

دامادی رخت ره هرروز بو کشمبه***ورمه وره بازار اتو کشمبه

پنج شنبه نماشون مه گس کفنه***غرصه ورگ وونه و مره لفنه

شومبه مزار ته ره پیدانکمه***دله قرار تره پیدانکمه

بورم جبهه سنگر به سنگره بگردم***داد بکشم پسر پسر بگردم

اینجه جنگه اینجه خون و تفنگه***اینجه جنگه اینجه شونگ و شونگه

مه سر تیر و تفنگ ، مه سرگلیله***اینجه خون روش بیته کیله به کیله

اینتا لینگ کنه شه چه راه نشونه***صاحاب کوبه ونه همراه نشونه

اینتا دست کنه شه که دم هادائه***حلقه دارنه گمونم نومزه ماهه

کوتر إسپه بال ته ره ندیمه***بیمومه ته دنبال ته ره ندیمه

گننه ته ره اروند او بورده***گننه ته ره کوسه ماهی بخرده

گننه تانکه زنجیره بن،راستیه؟***دشمن توپ و تیره بن ، راستیه ؟

مسلمانون مسمانون ، مه سینه***مه دل که دل نیه، کینوئه کینه

مه ره تور بزه چو هاکرده دشمن***کوتره پر پتو هاکرده دشمن

مه سره تش دچینه من شه دومبه***مه کوتره پر بچینه من شه دومبه

مه صدا لو نینه چه چی بهووم***مه چشم سو نینه چه چی بهووم

ته پوتین و پلاک ره راضی بیمه***تنه بپیسه ساک ره راضی بیمه

ته هسکائه جا مه دل رضائه***دل ره راضی کمبه ته هسکائه

معراجی ها



مادر گرانقدر؛ شهید شعبان علی شعبانی / جویبار


مادر گرانقدر؛ شهید علیرضا نوری / ساری


مادر گرانقدر؛ شهید مهدی رمضانی / قائمشهر


مادر گرانقدر؛ شهید اصغر مجرلو / گلوگاه

مادر گرانقدر؛ شهیدان حسین و علی اصغر بصیر / فریدونکنار


مادربزرگ گرانقدر؛ شهید حبیب الله افتخاریان / بهشهر


مادر گرانقدر شهید؛ اسماعیل بزرگ پور / ساری


مادر گرانقدر شهید؛ ابوالحسن محمدزاده /محمودآباد


تصاویر بیشتر در وبسایت رزمندگان شمال





طبقه بندی: خواندنی، شهدا، شهدای مازندران، پوستر، خاطرات جبهه، زندگی نامه شهیدان،
برچسب ها: تصاویر شهدا، شعر به زبان مازندرانی، شعر شهدا با زبان مازندرانی، شهدا ساری، شهدای مازندران، اروند رود، آفتاب ولایت،
[ دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 ] [ 18:49 ] [ صیاد دل ها ]


سلام بر روح مقدس زنی فداکار ، آنکه گذشت ، انسانیت و فداکاری و وفاداری را به فرزند برومندش آموخت .

همان شیرزنی که وقتی پا به خانه علی(ع) گذاشت خود را خادم و کنیز فرزندان فاطمه خواند .

عباس ، ادب و معرفت را از ام البنین آموخت ، همان عباس که تا لحظاتی قبل از شهادت هرگز برادر را برادر نخواند چرا که مقام فاطمه (س) و امام حسین (ع) را برتر از همه کائنات می دانست .

آفرین و هزاران درود و سلام به روح مقدس ام البنین با معرفت...


عکس: شهید علی اصغر مهردادی


و اما امروز ما عباس های زمان را از آغوش گرم ام البنین ها یعنی مادران و همسران شهدا به این انقلاب تقدیم کردیم و به این عشق حقیقی می بالیم .

سلام به مادران و همسران بزرگوار شهیدان وطن...

آنان که همچون عزیزانشان ایثار و فداکاری را از مادر علمدار کربلا هدیه گرفتند ...

آری ، ما به غیرت و ایثارتان درود می فرستیم و افتخار می کنیم ...

این افتخار و مقام بلند ، گوارای وجود مقدستان ...

باشد که روزی همنشین مادر بزرگوارتان حضرت زهرا (س) و ام البنین (س) شوید .

ام البنین عزیز ،

ما امشب همراه علی و فاطمه در مصیبت از دست دادنت می گرییم .

مقام والای تو که همسر و مادر شهید هستی باعث افتخار ما کنیزانت است...


برگرفته از آشنای دل




طبقه بندی: شهدا، خواندنی، شهدای مازندران، خاطرات جبهه، زندگی نامه شهیدان،
برچسب ها: حضرت زهرا (س)، حضرت ام البنین (س)، علمدار کربلا، حضرت عباس، مادران شهدا، آفتاب ولایت،
[ دوشنبه 25 فروردین 1393 ] [ 11:19 ] [ صیاد دل ها ]

سردار شهید سبز علی خداداد(علی چریک)

«علی چریک در عملیات قدس 1 و عملیات والفجر 4 با مسئولیت فرماندهی گردان مسلم بن عقیل (ع) لشکر ویژه 25 کربلا شرکت کرد. در عملیات والفجر 4 از ناحیه سر مورد اصابت ترکش قرار گرفت و پس از بهبودی در عملیات والفجر 4 به عنوان فرمانده تیپ 2 در یکی از محورهای عملیاتی لشکر ویژه 25 کربلا شرکت کرد. در این عملیات مسئولیت هدایت چهار گردان ابوالفضل (ع)، امام سجاد (ع)، قمر بنی هاشم (ع) و امام موسی کاظم (ع) را بر عهده داشت. بعد از شش ماه در تاریخ 17 اسفند 1362 به بابل بازگشت اما باز طاقت ماندن در پشت جبهه را نداشت و دیری نپایید برای چندمین بار در تاریخ 27 فروردین 1363 به سوی جبهه شتافت. این بار همسر و بچه اش را برای سهولت کار به اهواز برد تا کمتر به زادگاهش بابل بیاید. علی چریک، فرماندهی گردان های 1 و 2 انصار الحسین(ع) را بر عهده داشت و در عملیات های قدس 1 و والفجر 8 در بهمن 1364 شرکت کرد.»

«سرانجام علی چریک، فرمانده گردان های انصار الحسین(ع) در 11 آذر 1365 در حالی که برای شناسایی منطقه عملیات کربلای 4 رفته بود بر اثر اصابت ترکش خمپاره شصت  به شهادت رسید.

یادداشت های 17 بندی سردار شهید سبز علی خداداد(علی چریک) برای سخنرانی











این شعر همیشه ورد زبانش بود و در خانه زمزمه می كرد و برسنگ قبرش هم این شعر را نوشتند:

آنكس كه تو را شناخت جان را چه كند                 فرزند و عیال و خانمان را چه كند

دیوانه كنی هر دو جهانش بخشی                       دیوانه تو هر دو جهان را چه كند


برگرفته از وبسایت لشکر 25 کربلا




طبقه بندی: شهدا، شهدای مازندران، پوستر، زندگی نامه شهیدان، خاطرات جبهه،
برچسب ها: شهدای مازندران، لشکر 25 کربلا، گردان مسلم، سردار شهید سبز علی خداداد، علی چریک، آفتاب ولایت،
[ یکشنبه 24 فروردین 1393 ] [ 09:26 ] [ صیاد دل ها ]


در میان آنها جوان خوش‌سیمایی بود که تعقیبات نمازش را چنان از عمق جان می‌خواند و محو نیایش بود که گویا پرنده‌ها تکان نمی‌خوردند، این جوان بعضی وقت‌ها تا نیم ساعت در سجده می‌ماند...
غرورانگیزترین و بیادماندنی‌ترین لحظاتی که برای رزمندگان سال‌های حماسه و مقاومت خاطره‌انگیز بوده، عملیات والفجر هشت است،  یکی از فرماندهان دلاور لشکر همیشه پیروز 25 کربلا «سردار علی جان میرشکار» به بیان خاطراتی از این عملیات پرداخته که تقدیم به مخاطبان می‌شود.



ادامه مطلب

طبقه بندی: شهدا، شهدای مازندران، خاطرات جبهه،
برچسب ها: لشکر 25 کربلا، شهدا مازندران، آفتاب ولایت، اروند رود، راهیان نور،
[ یکشنبه 11 اسفند 1392 ] [ 12:42 ] [ صیاد دل ها ]

یازدهم دی ماه 1345، خورشیدی از اعماق آسمان در میان فرزندان پاک حضرت زهرا(س) طلوع می کند و سی سال بعد باری دیگر، تاریخ یازدهم دی ماه 1375 عروج عاشقانه اش را رقم می زند.
ما مانده ایم و فراق از خورشید لشکر 25 کربلا، علمداری مخلص و مجتبائی عاشورایی، سیدی از جنس عشق، ذاکری کربلایی و دلداده ای خدایی«شهید سید مجتبی علمدار»

دل نوشته آسمانی جانباز شیمیایی، ذاکر عاشورائی شهید سید مجتبی علمدار، فرمانده گروهان سلمان، گردان مسلم بن عقیل(ع) لشکر ویژه ۲۵ کربلا:


لبخند ، معجزه ی آتشِ سوزان قلبمان

ای شهیدان!

از همان لحظه ای که تقدیر ما را از شما جدا کرد تاکنون یاد شما، خاطره های دنیای پاک شما،امیدحیاتمان گشته، ما به عشق شما زنده ایم و به امید وصل کوی شما زنده ایم.

اما شما، علی الظاهر دلیلی ندیدید که اوقات پر ارجتان را صرف ما کنید چه بگوئیم؟ راستی چگونه حرف دلمان را فریاد کنیم که بدانید برما چه می گذرد؟

مگر خودتان نمی گفتید که ستونهای شب عملیات، ستون گردان نیست؛ ستون، عشق است؛ ستون دلهای سوخته ای است که با خمیرمایه ی اشک و سوز به هم گره خورده اند.

پس چرا؟ چرا؟ هیچ سراغی از ما نمی گیرید؟ با اینکه تمام روز و شب ما برشما عیان است، تمام ناگفته هایمان را می دانید، تمام نا نوشته هایمان را می خوانید، تمام پنهان و کردارمان را می بینید!

اگر قطره ی اشکی آرام آرام به دور از چشم های نامحرمان برگونه هایمان می لغزد شما می دانید چه خاطره ای ناگهان از ذهن ما گذشته و آسمانش را ابری کرده.

اگر در برابر ناکسانی که آرزوی گریستن ما را دارند به مصلحت لبخند می زنیم، شما خوب می دانید این لبخند معجزه ی آتش سوزانی است که در فضای قلبمان برگرفته است.

برگرفته از وبلاگ لشکر 25 کربلا





طبقه بندی: خاطرات جبهه، زندگی نامه شهیدان، شهدای مازندران، شهدا،
برچسب ها: شهید علمدار، سید مجتبی علمدار، شهدا،
[ پنجشنبه 19 دی 1392 ] [ 12:16 ] [ صیاد دل ها ]

شهید
 سیدمحمد رضائی


تاریخ تولد 1341

تحصیلات سوم راهنمایی

تاریخ شهادت 9/9/1360

محل شهادت بستان

مختصری از زندگینامه شهید

شهید بزرگوار سید محمد رضایی سال 1341در یک خانواده مذهبی در روستای سنگده دیده به جهان گشود.تحصیلات ابتدایی را درمحل تولدوراهنمایی رادرشهرستان پل سفیدسپری نمود درشهریور سال 1360به خدمت مقدس سربازی شتافت ازانجائیکه عشق به خدمت در نظام مقدس جمهوری اسلامی درایشان شعله ور بوددواطلبانه درگروه جنگهای نامنظم شهیدعزیزچمران ثبت نام نمودوازاین طریق مشغول مبارزه باجلادان زمان شد.بعد از مدتی مبارزه درجبهه های حق علیه باطل درتاریخ9/9/1360درمنطقه بستان در عملیات طریق القدس به فیض عظیم شهادت که ارزوی قلبی اش بودنائل گشت.ازجمله خصوصیات اخلاقی شهید زحمت و تلاش در امرمعاش خانواده وسادگی وصمیمیت در رفتار وکرداربوده که هیچگاه فخروتکبر نمی ورزیدوبا همگان رفتاری پسندیده داشت ایمان واعتقاد قلبی به مسائل دینی داشته وروی گردان ازهرچه تعلق ووابستگی های دنیوی بود.

مختصری از وصیتنامه شهید

وتوای امام از ما راضی باش که برای احیا دین ودفاع ازحسین زمان تمامی اعضاودل وجانمان را هدیه می دهیم تا اسلام وقوانین حیات بخش ان در سراسر جهان گسترش یابد. بااگاهی وباشناخت وبا یقین می روم به سوی جنگ وجهاد به سوی خدا وبه سوی شهادت وبالاخره به سوی سعادت ابدی.

برای شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

پی نوشت :

رهبر معظم انقلاب: فضیلت زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهیدان، کمتر از شهادت نیست.

تشکر از مسئول وبلاگ سنگده






طبقه بندی: شهدا، شهدای مازندران، زندگی نامه شهیدان،
برچسب ها: شهدا، روستای سنگده، خاطرات شهدا، آفتاب ولایت، شهدای مازندران،
[ پنجشنبه 11 مهر 1392 ] [ 10:10 ] [ صیاد دل ها ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.

هرگونه تغیر در قالب و حذف لوگو و لینک سازنده قالب از نظر قانونی ممنوع و از نظر شرعی حرام می باشد!

تمامی حقوق مطالب برای آفتاب ولایت محفوظ می باشد محل لوگوی شما

درباره پایگاه


فرازی از وصیت نامه شهید صیاد شیرازی :
پروردگارا رفتن در دست توست ، من نمی دانم چه موقع خواهم رفت ولی میدانم که از تو باید بخواهم مرا در رکاب امام زمانم قرار بدهی و آن قدر با دشمنان قسم خورده دینت بجنگم تا به فیض شهادت برسم.
.....................☫.........................
این وبلاگ با همت شورای فاوا و بسیجیان پایگاه مقاومت بسیج شهید امیر سپهبد علی صیاد شیرازی شهرستان ساری در راستای ارتقاء سطح فرهنگی با توجه به فرامین مقام معظم رهبری با نگرش مهندسی فرهنگی در جهت مقابله با عملیات روانی و جنگ نرم گام برداشته ، امید است موجب رضایت خداوند منان و ولی عصر امام زمان (عج) و همه عاشقان ولایت قرار بگیرد.
......................☫........................
توجه : درج نام وبلاگها در لیست پیوندهای وبلاگ لزوما به منزله تایید محتوای آن نیست.
.........................☫.....................
این وبلاگ در تاریخ 1391/10/15 به خیل همسنگران جنگ نرم پیوسته است .
.........................☫.....................
آفتاب ولایت آماده تبادل لینک و لوگو با سایت ها و وبلاگ های مذهبی می باشد . برای تبادل لینک در قسمت (تماس با ما) پیام بگذارید .
.........................☫.....................
در ضمن ، هرگونه اظهار نظر و یا مطلبى ضد نظام جمهوری اسلامی ایران ، ولایت فقیه ، حضرت امام خامنه اى و ... ،هیچ ارتباطی به این وبلاگ ندارد و قطعا ً توطئه ى دشمن میباشد.
.........................☫.....................
با تشکر از حضورتان ؛ با نظرات و انتقادات سازنده ما را در هر چه پویا تر کردن آفتاب ولایت یاری نمایید .
.........................☫.....................
یا علی علیه اسلام

امکانات وب
پایگاه مقاومت شهید صیاد شیرازی شهرستان ساری

شهدای پایگاه
شهید صادقی شهید محمد مهدی آبیان شهید حامد سروی شهید صفری شهید نصرا... آبیان شهید عابد سروی شهید ایزدطلب [cb:blog_category_post_count]
نماز حاجت
نماز حاجت
6
نماز حاجت
50
نماز حاجت
13
نماز حاجت
9
نماز حاجت
35
نماز حاجت
32
نماز حاجت
9
نماز حاجت
54
نماز حاجت
26
نماز حاجت
5
نماز حاجت
7
نماز حاجت
19
نماز حاجت
22
نماز حاجت
5
نماز حاجت
13
نماز حاجت
9
نماز حاجت
46
نماز حاجت
6
نماز حاجت
11
نماز حاجت
12
نماز حاجت
7
نماز حاجت
14
نماز حاجت
9
نماز حاجت
18
نماز حاجت
22
نماز حاجت
57
نماز حاجت
8
نماز حاجت
2
نماز حاجت
10
نماز حاجت
6
نماز حاجت
30
نماز حاجت
16
نماز حاجت
12